شیعه

سلام دوستان

امروز هم با مطالب جديد به شما سر زديم . انشا الله كه اين مطالب مورد استفاده ي شما عزيزان قرار بگيرد 

 در بين اهل سنت گاهي گفته مي شود كه  " تشيع " مذهبي ساختگي است و گاهي هم مي شنويم كه سياسي بوده و دين و آيين رسول خدا تنها يكي هست كه آن متعلق به " اهل سنت " است . البته با اندكي تامل مي توان به اشتباه بودن اين سخن پي برد . از آنجا كه اهل سنت به  آن دسته از مسلمانان گفته مي شود  كه قايل به خلافت ابوبكر و عمر و عثمان پس از پيامبر اكرم هستند و شيعه به آن دسته مي گويند كه حاضر به قبول خلافت اين سه شخص نشدند و قائل به خلافت بلافصل علي ابن ابي طالب هستند .  هر كدام از اين دو گروه عقايد و دلايل خاص خود را دارند . در تاريخ اسلام وقايعي رخ داده كه بعضي بدون اختلاف براي همه مسجل است . مثلا اينكه پس از شهادت پيامبر براي جانشيني ايشان در سقيفه بحث شد . و البته در آن شورا چند نفر از صحابه ي پيامبر بودند كه  قبول نكردند با ابوبكر بيعت كنند . و آنها راه علي ابن ابي طالب را پيش مي گرفتند . گرچه به خاطر شرايط خاصي كه بر جامعه ي آن زمان حاكم بود تعداد اين افراد بسيار اندك بود اما به هر حال آن اصحاب پيامبر كه پيرو علي ابن ابي طالب شدند و با ابوبكر بيعت نكردند از اصحاب خاص رسول خدا بودند مثل " سلمان " . همچنان كه اين حديث براي شيعه و سني مشهور است كه پيامبر فرمودند " سلمان منا اهل البيت " سلمان از ما اهل بيت است .

نمي خواهيم با بيعت نكردن سلمان خلافت ابوبكر را  تاييد يا رد كنيم بلكه قصد ما اين است كه روشن شود دسته بندي تشيع و تسنن دقيقا بعد از شهادت پيامبر اتفاق افتاده . آنجا كه عده اي گفتند پيامبر جانشيني تايين نكرده و عده اي " غدير ، يوم الانذار ، آيه ي اولو الامر ، حديث ثقلين و .... " را يادآوري كردند كه جانشين پيامبر علي ابن ابي طالب است .

اما سه نظريه براي پيدايش شيعه گفته شده .

1.بعد از واقعه ي عاشورا  ............ الف )تشيع روحي و قلبي ، عشق ورزيدن به اهل بيت

                                                 ب)تشيع سياسي ، علي از ديگران برتر است

                                                 ج)تشيع به عنوان فرقه ي اسلامي

2.بعد از جنگ جمل       

3.بعد از جنگ صفين       

 

شاهد اول . احمد امين مصري در كتاب صبح اسلام مي گويد شيعه ساخته و پرداخته ي ذهن ايرانيان است . عقيده ي وصايت و وراثت در فرهنگ عرب نبوده بلكه در فرهنگ ايرانيان است كه فرهنگ و حكومت آنها بر نظام شاهنشاهي بوده است

شاهد دوم . ايراني ها احترام ويژه اي به اهل بيت دارند به خاطر آنكه شهربانو همسر امام حسين دختر يزدگرد سوم است و ساير امامان  كه از نسل امام حسين هستند از نسل شهربانو هستند . بنابر اين نسب امامان ايراني است .

شاهد سوم . شكست ايرانيان از اعراب و سپاه اسلام در زمان خليفه ي دوم سبب كينه ي آنها نسبت به مسلمانان عرب شد و ايرانيان از باب انتقام در مقابله با عقايد اعراب ، عقايد خاص شيعه را پايه گذاري كردند كه يكي از آنها مساله ي امامت و ولايت است.

 

نقد 1 . عقيده به امامت و وصايت در احاديث نبوي و سخنان امام علي مكرر آمده 

نقد 2 . مهم ترين مناطق جغرافيايي شيعه در صدر اسلام زمين هاي عربي حجاز ، عراق ، يمن بود بنابراين بيشترين شيعيان امام علي مخصوصا در جنگ هاي جمل و صفين ، اعراب بودند نه ايرانيان !

نقد 3 . ايرانيان در ابتدا تفكر وصايت سني داشتند و به تدريج به مذهب شيعه گرايش پيدا كردند . كه علت آن مهاجرت شيعيان از عراق و حجاز به ايران بود كه از خوف اموي ها و عباسي ها به شهرهاي فارس، خراسان و مناطق ديگر روي آوردند و سبب نشر و ترويج شيعه شدند .

نقد 4 .علاوه بر ائمه كه همه عرب بودند بسياري از علماء بزرگ شيعه نيز عرب بودند مانند : شيخ مفيد ، علامه حلي ، سيد مرتضي محقق حلي ،ابن ادريس ،سيد ابن طاووس ، فاضل مقداد ،شهيد اول ، شهيد ثاني ( زين الدين عاملي) و از طرفي بسياري از علماء اهل سنت و نويسندگان صحاح ايراني بودند . صحاح كتاب هاي صحيحين نيشابوري بودند.

نقد 5 . لازمه ي اين فرضيه اين است كه ايرانيان به شهربانو احترام بيشتري قائل باشند تا به حضرت نرجس . درحالي كه آنها به حضرت نرجس خاتون مادر امام عصر كه يك كنيز رومي بوده احترام بيشتري قائل هستند .

نقد 6 . عقايد شيعه در مساله ي امامت و ساير مسايل برگرفته از آيات و روايات نبوي و ائمه ي اطهار است نه به خاطر انتقام جويياز مسلمانان عرب و مقابله با آنها

مرجع : خدمات متقابل اسلام و ايران / شهيد مطهری

 

احاديث مربوط به وصايت و ولايت در كتب اهل سنت! 

صحيح مسلم / ج 3/ص1453/باب الناس تبع القريش والخلافة في قريش......................لازال الدين قائما حتي تقوم الساعة او يكون عليكم اثنا عشر خليفة كلهم من قريش ( دين همچنان پابرجاست تا قيامت برپا شود و يا اينكه 12 خليفه بر شما خلافت كنند كه همه از قريشند 

مسلم / ج 3 / ص 453 / الخلافة في قريش ................... لازال امر الناس ماضيا ماوليهم اثنا عشر رجلا كلهم من قريش (امر مردم به خير خواهد گذشت اگر دوازده نفر بر آنان ولايت داشته باشند كه همه از قريشند) 

 

آيه ي " انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يوتون الزكاة و هم راكعون " ......( ولي امر شما تنها خدا و رسول او و  مومناني خواهند بود كه نماز را به پا داشته و به فقيران در حال ركوع زكات مي دهند . مائده 55)

بسياري از مفسران اهل سنت گفتند كه اين آيه در شان علي ابن ابي طالب است

تفسير كشاف / زمخشري / ج 1 / ص 649

طبري / ج 6 / ص 165

زادالمسير في علم التفسير ابن جوزي / ج 2 / ص 383

قرطبي / ج 6 / ص 219

فخر رازي / ج 12 / ص 26

ابن كثير / ج 2 / ص 71

نسفي / ج 1 / ص 289

شواهد التنزيل حاكم حسكاني حنفي / ج 1 / ص 161

الدر المنثور سيوطي / ج 1 /ص  293

اسباب النزول واحدي / ص 148

احكام القرآ» جصاص / ج 4 / ص 102

التسهيل العلوم التنزيل / كلبي / ج 1 / ص 1810

 

بسياري از مفسران اهل سنت گفتند كه اين آيه غدير يا آيه ي بلاغ درباره ي جانشيني علي ابن ابي طالب است .

 " يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكافرين ................... اي پيامبر آنچه از سوي خدا به تو نازل شده به خلق برسان كه اگر نرساني تبليغ رسالت و اداء وظيفه نكردي و خدا تو را از شر مردمان محفوظ مي دارد و خدا كافران را به هيچ موفقيتي راهنمايي نخواهد كرد . ...مائده 67 )

حافظ ابونعيم / نزول القرآن

امام واحدي / اسباب النزول / ص 150

امام ابواسحاق ثعلبي / تفسير كبير

حاكم حسكاني / شواهد التنزيل لقواعد التفصيل / ج 1 / ص 187

جلال الدين سيوطي / الدر المنثور في التفسير بالمنثور / ج 3 / ص 117

فخر رازي / تفسير كبير / ج 12 / ص 50

محمد عبده / تفسير المنار / ج 2 ص 86 / ج 6 / ص 463

ابن عساكرشافعي / تاريخ دمشق / ج 2 / ص 86

شوكاني / فتح القدير / ج 2 / ص 60

ابن طلحه شافعي / مطالب السئول / ج 1 / ص 44

ابن صباغ مالكي / الفصول المهمة / ص 25

قندوزي حنفي/ ينابيع المودة / ص 120

شهرستاني / الملل و النحل / ج 1 / ص 163

ابن جريد طبري / كتاب الولاية

ابن سعيد سجستاني / كتاب الولاية

بدرالدين حنفي / عمدة القاري في شرح البخاري / ج 8 / ص 584

عبدالوهاب بخاري / تفسيرالقرآن

آلوسي / روح المعاني / ج 2 / ص 384

حمويني / فرائد المسمطين / ج 1 / ص 185

سيد صديق حسن خان / فتح البيان في مقاصد القرآن / ج 3 / ص 63

 

در روز غدير در پيشاپيش مردم ابوبكر و عمر قرار داشتند كه براي بيعت با علي ابن ابي طالب آمدند و به ايشان گفتند " بخ بخ لك . خوشا به حالت اي فرزند ابوطالب تو مولاي ما و مولاي هر مرد مومن و زن مومني شده اي . " !!!

احمد ابن حنبل/مسند/ج4 /ص 281 و 372

نسائي/الخصائص/ص150

حاكم نيشابوري / مستدرك / ج 3 / ص 109 از گواهي شيخين ابوبكر و عمر حديث كتاب الله و عترتي و همچنين واقعه ي غدير را نقل ميكند

بخاري/ ج 5 / كتاب 59 / شماره 637

مسلم / ج 4 / ص 1873 / باب فضائل علي ابن ابي طالب

طبري . رازي . ابن حجر . دارقطني . بيهقي. خطيب بغدادي . شهرستاني ....

 

در روز غدير : همانا من در بين شما دو چيز گرانبها مي گذارم كتاب خدا كه در آن نور و هدايت است پس از من به آن تمسك جوييد و اهل بيتم . شما را به خدا اهل بيتم را از ياد نبريد . شما را به خدا اهل بيتم را از ياد نبريد . شما را به خدا اهل بيتم را از ياد نبريد .

ابن حجر/صوائق/ص43 / به نقل از طبراني و ترمذي

مسند/احمدابن حنبل / ج 4 / ص 281

كنزالعمال / ج 13 / ص 133

فضائل خمسه من صحاح الستة / ج 1 / ص 350 /

اين مفسران و دانشمندان اهل سنت واقعه ي غدير را ذكر كردند ....

ترمذي . ابن عساكر . خوارزمي . ابن صباغ مالكي . سيوطي . ابن نعيم . ابن حجر . ابن مغازلي . ابن ماجه . ابن اثير. هيثمي . قندوزي حنفي . ابن كثير . حمويني . حسكاني . غزالي . بخاري در تاريخ بخاري .

آيه ي اليوم اكملت لكم دينكم ..... نزول اين آيه در غدير خم پس از نصب علي ابن ابي طالب بوده ...

ابن عساكر / تاريخ دمشق / ج 2 / ص 75

ابن مغازلي شافعي / مناقب علي ابن ابي طالب / ص 19

خطيب بغدادي / تاريخ بغداد / ج 8 / ص 92

سيوطي/اتقان / ج 1 / ص 13

خوارزمي حنفي/ المناقب / ص 80

سبط ابن الجوزي / تذكرة الخواص / ص 30

ابن كثير / ج 2 / ص 14

آلوسي / روح المعاني / ج 6 / ص 55

ابن كثير دمشقي/ البداية و النهاية / ج 3 / ص 213

سيوطي / تفسير الدر المنثور / ج 3 / ص 19

قندوزي / ينابيع المودة / ص 115

حسكاني حنفي / شواهد التنزيل / ج 1 / 157

| لینک ثابت
نوشته شده در تاریخ 20 مرداد 1389 و در ساعت : 08:23 قبل‏ازظهر - نویسنده : بنده های خدا
چرا شيعيان نماز را به جمع مي خوانند؟

يكي از انتقادهايي كه برادران اهل سنت به شيعه وارد مي كنند اين است كه شيعيان نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را در يك زمان مي خوانند يا اصطلاحا به جمع مي خوانند . آن ها معتقدند كه سنت پيامبر بر اين بوده كه نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشاء را با فاصله از هم بخوانند . درحالي كه ما منابعي را معرفي مي كنيم از كتب خودشان كه در اين كتب آورده شده پيامبر نمازهايشان را گاهي به جمع و گاهي با فاصله مي خواندند . بدون اينكه در سفر يا در سختي باشند

صحيح مسلم 1/489 حديث 49 كتاب الصلوه المسافرين و قصرها
همان 1/491
مسند احمد ابن حنبل 1/221

ابن عباس : رسول خدا در مدينه مقيم بود و مسافر هم نبود اما هم نماز ظهر و عصر و هم مغرب و عشاء را به جمع خواند


امام مالك در موطا شرح حوالك ج 1 ص144 حديث 4
ابن عباس :‌رسول خدا نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء را به جاي آورد با اينكه نه در حال خوف بود و نه در سفر

صحيح مسلم ج1 ص 490 حديث 51
صحيح مسلم ج1 ص489 حديث 49

ابن عباس: عينا جملات بالا ... به ابن عباس گفتم چرا پيامبر چنين كرد ؟‌گفت براي اينكه امتش در مشقت نيفتد


صحيح بخاري ج1ص138 باب وقت العصر
ابن عباس : پيامبر 7 ركعت و 8 ركعت را با هم به جاي آورد


اين منابع اهل سنت بود كه نشان مي داد پيامبر در مواقعي كه نه سفري در كار بوده و نه ترسي نماز را به جمع مي خواندند اما اينكه آيا به جمع بخوانيم بهتر است يا جداگانه ؟ من چند روز پيش كتاب وسايل الشيعه كه از كتب 4 گانه ي شيعه است و بسيار معتبر مي باشد خواندم در كتاب جهادالنفس باب اعمالي كه روزي را زياد مي كند حديثي آورده بود كه براي ازدياد روزي بهتر است نماز هاي ظهر و عصر و همچنين مغرب و عشاء را با هم خواند . فعلا همين حديث را ديدم اما اگر دوستان اطلاعات بيشتري هم دارند خوشحال مي شويم در اختيار ما قرار دهند
اما دليل منطقي و عقلاني براي اجماع اين است كه امت پيامبر براي خواندن نمازها به سختي نيفتند تا از نماز و عبادت خسته نشوند . من يك روزي خواستم ببينم اهل سنت چه كار مي كنند نماز ظهر و عصر را جدا خواندم و نماز مغرب و عشا را جدا . انصافا كه كار بسيار دشواري است . مخصوصا در زندگي روزمره كه هركسي در روز فعاليت زيادي دارد . و فكر مي كنم حكمت اجماع خواندن نماز ها را فهميدم . و اينكه خداوند چقدر كار را راحت كرده .... 
 
| لینک ثابت
نوشته شده در تاریخ 13 تير 1389 و در ساعت : 08:22 بعدازظهر - نویسنده : بنده های خدا
تعصب


سلام خدمت دوستان گرامي


هر وقت بحث مذاهب اسلامي به خصوص دو مذهب بزرگ تشيع و تسنن به ميان مي آيد يكي از مواردي كه ذكر مي شود مساله ي " تعصب " است


تعصب نسبت به عقايد و افرادي كه به آن ها علاقه داريم . اما آيا تعصب خوب است يا بد ؟


با اندكي جست جو در اينترنت به اين مطالب رسيدم كه خودم با اين نظر ها تا حدودي موافق بودم



وقتي كه حاضر نيستيم از دايره و ديواري كه اطراف خود ترسيم كرده‌ايم خارج شويم و درباره عقايد و باورهاي ديگران نيز تفكر كنيم، اينها جمود و تعصب است كه موجب مي‌شود با اندك كلام و سخن مخالفي، برآشفته شده و به يكباره با طرف مقابل خود وارد مقابله شويم [ندعوك للتسجيل في المنتدى أو التعريف بنفسك لمعاينة هذه الصورة]



بسياري از جنگ‌هاي بشري ناشي از تعصب و جمود است [ندعوك للتسجيل في المنتدى أو التعريف بنفسك لمعاينة هذه الصورة]



اگر حقيقت را تنها نزد خود بدانيم، روي آن تعصب خواهيم داشت و تعصب يعني من هستم و بس و ديگر هيچ‌كس نيست [ندعوك للتسجيل في المنتدى أو التعريف بنفسك لمعاينة هذه الصورة]



ارتباط با اديان و مذاهب مختلف بدون تعصب، سنت و شيوه رسول اكرم(ص) است، پيامبر اكرم، بيش از 100 نامه براي حكومت‌ها، علما، دانشمندان و رهبران اديان مختلف نوشتند و ضمن بيان انديشه اسلامي، آنها را به اسلام فراخواندند. تاريخ بيان مي‌دارد كه برخي از دريافت‌كنندگان نامه رسول‌الله(ص) به مدينه آمدند تا پيامبر را از نزديك ببينند، برخي پاسخ نامه را نوشتند و برخي ديگر اساسا دعوت پيامبر(ص) را رد كردند


دعوت پيامبر كه در مكاتبات آن حضرت وجود دارد، نشان مي‌دهد كه اسلام ديني است كه مي‌خواهد سمينار و كنفرانس برگزار كند تا در آن افراد گردهم جمع شده و نظرات خود را بگويند و در نهايت آنچه وجدان‌‌پسند، عقل پسند و فطرت‌پسند است، پذيرفته شود. [ندعوك للتسجيل في المنتدى أو التعريف بنفسك لمعاينة هذه الصورة]



..... اما نظر خود من .....


تعصب حسي دروني است و علاقه يا اعتماد زياد به شخص يا چيزي . به حدي كه باعث مي شود ما نتوانيم حرفي و عقيده اي خلاف نظر خودمان را قبول كنيم . تعصب يعني گوش هايمان را ببنديم و هيچ حرفي را نشنويم و دهان را باز كنيم تا حرف خود و عقيده ي خود را غالب كنيم .


مسلما چنين چيزي باعث گمراهي انسان مي شود چرا كه دين خدا با منطق و عقل ترويج داده شد و هنوز هم هركسي در سراسر دنيا هر ديني را بخواهد بپذيرد با منطق و عقل آن را قبول ميكند . بالاخص اسلام كه جامع ترين عقايد و اديان است.



اما تعصب بين شيعه و سني امري ست كه باعث سوء استفاده ي دشمن اسلام مي شود . در فضايي آرام و بدون تعصب مي توان نشست و مناظره مذهبي كرد و حقيقت را يافت .


در كتاب هاي اهل سنت كه مي گشتم چيزهايي به چشمم خورد كه خالي از لطف نيست اگر اينجا هم بگذارم



پوشيدن انگشتر در دست راست سنت و سيره ي رسول اكرم است ولي بايد آن را رها كرد چون شيعيان اين را رسم خود قرار دادند


زمخشري كتاب ربيع الابرار


اول كسي كه انگشتر را در دست چپ كرد و با سنت رسول خدا مخالفت نمود معاويه ابن ابوسفيان بود



و از اين جاست كه بعضي فقها نظر دادند بايد بعضي مستحبات را ترك كرد اگر رسم شيعيان شده باشد براي اينكه سني از رافضي ( به معني گمراه است و منظور شيعيان هستند ) شناخته شود . فايده ي اين مستحب اعظم و برتر است تا انگشتر در دست راست كردن


منهاج السنه اين تيميه جلد 2 صفحه 143 باب تشبه به روافض



و اما در مورد پوشيدن عمامه مستحب است آن را از راست انداخته به چپ برگردانيد اما چون شيعيان چنين مي كنند سزاوار است ترك شود


شرح مواهب زرقاني جلد 5 صفحه 13


صحيح بخاري جلد7 صفحه 99 باب ما يجوز من التعصب و الشده لامر الله عز و جل



و اين چنين است كه در علوم فقهي بعد از گذراندن مراحل رجال و درايه و شناختن راوي اگر باز هم به نتيجه اي نرسيدند مي گويند ببينيم اهل سنت چه طور رفتار مي كنند وما خلاف آن را انجام مي دهيم . چون اهل سنت در طول تاريخ مخصوصا در زمان معاويه كه فشار زيادي بر شيعيان بود براي اين كه از شيعيان متمايز شوند بعضي احكام را تغيير دادند . كه وضوي اهل سنت و نوع نماز خواندنشان هم به همين دليل است . كه در پست هاي بعدي بيشتر توضيح خواهم داد
| لینک ثابت
نوشته شده در تاریخ 31 خرداد 1389 و در ساعت : 12:45 بعدازظهر - نویسنده : بنده های خدا
سقیفه

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزيز
در اين قسمت مي خواهم به اهل سنت با استفاده از منابع خودشان انتقادهايي بكنم . چيزهايي كه خلاف قرآن ، منطق و فطرت و حتي كتاب هاي ديگر خودشان است

اما تمام اختلافات اگر نگوييم پيش از شهادت پيامبر هم وجود داشت ، از روزي علنا به نمايش گذارده شد كه آن سقيفه ي شوم با نام دموكراسي به كام ديكتاتورها رقم خورد و حق را سر بريدند . اما كساني كه عقيده دارند كه سقيفه بر پايه ي دموكراسي برپا شد مي خواهم از كتاب هاي معتبر خودشان سوال كنم كه با گفته ي اينها متناقض است ....

....................... داستان سقيفه از زبان عمر ابن خطاب ..................................

سر و صدا زياد شد و من ترسيدم كه اختلاف كنند لذا فورا گفتم : ابوبكر دستت را به من بده و من با او بيعت كردم و مهاجرين و انصار نيز بيعت كردند ( همه ي مورخين نقل كردند از مهاجرين بيش از 4 نفرنبودند اين گفته ي او معارض است با سخن خودش كه مي گويد علي و زبير و هركه با آنها بودند با ما مخالفت كردند صحيح بخاري جلد 8 صفحه ي 210 )

آنجا بود كه عليه سعد ابن عباده شوريديم و به او پريديم كه يكي از مخالفان گفت :‌سعد را كشتيد . من گفتم خدا او را بكشد
ما به خدا تا آن روز هيچ امري را سخت تر از بيعت با ابوبكر نديديم ترسيديم اگر آن جمع متفرق شوند و پس از ما بروند و با ديگري بيعت كنند و آن وقت مجبور شويم با كسي بيعت كنيم كه نمي خواهيم . پس اگر كسي بدون مشورت با مسلمانان با ديگري بيعت كند نه آنكس و نه آن كه مورد بيعت قرار گرفته پيروي مي شوند زيرا ممكن است هردو به قتل برسند
صحيح بخاري جلد 8 صفحه ي 209

بيعت با ابوبكر امري شتاب زده بود كه خدا ما را از شر آن حفظ كرد
صحيح بخاري ج 8 صفحه 208

ابوبكر : ................. هرچه گفتم در خور شما اصحاب بود و مساله ي جانشيني جز براي اين قبيله از قريش شايسته نمي باشد
صحيح مسلم باب وصيت و بخاري ج 8 ص 211

ببينيد كه حتي خود ابوبكر نظر به شورا نداشته و مي داند كه بايد خلافت به قريش برسد

| لینک ثابت
نوشته شده در تاریخ 24 خرداد 1389 و در ساعت : 12:47 بعدازظهر - نویسنده : بنده های خدا
احاديثي جالب درباره ي امامت در كتب اهل سنت !!!

شيعه اعتقاد دارد كه امامت منصبي الهي است . خداوند بندگان خاص خود را ولي و رهبر قرار مي دهد تا جامعه ي انساني را به سوي پيشرفت سوق دهد . اهل سنت اعتقاد دارند كه خلافت و امامت را به كسي منتسب كردند كه بنا به راي مردم انتخاب شده ( كه البته در پست نقد اهل سنت داستان سقيفه از زبان خود عمر نقل شد و ديديم كه برپايي سقيف با آگاهي مردم نبوده و حتي انتخاب و انتصاب ابوبكر نيز )
اما دلايل شيعه بر اينكه امامت منصبي الهي است

بقره 124 واذا بتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما قال و من ذريتي قال لاينال عهدالظالميننشان مي دهد كه جز بندگان شايسته ي خدا اين پيمان الهي را شامل نمي شوند

انبياء 77 و جعلناهم ائمه يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوه و ايتاء الزكاه
سجده24 و جعلناهم ائمه يهدون بامرنا لما صبروا و كانوا باياتنا يوقنون
قصص 5 و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين
فرقان 72 - 73 - 74 يقولون ربنا هبلنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين و جعلناللمتقين اماما



 


احاديثي جالب درباره ي امامت از كتب اهل سنت !!!!..........


صحيح مسلم ج 3 ص1476 باب الامر بلزوم الجماعه عند ظهورالفتن
((( يكون بعدي ائمه لايهتدون بهداي و لايستنون بسنتي و سيقوم فيهم رجال قلوبهم الشياطين في جثمان انس )))
پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم : پس از من اماماني مي آيند كه به هدايت من مردم را هدايت نمي كنند و از سنتم پيروي نمي كنند و در ميان آنان مردماني بر مي خيزند كه دلهايشان دل هاي شياطين است هرچند در كالبد انسان هايند .

من نمي دانم آيا واقعا برادران اهل سنت اين احاديث را در كتب خودشان نمي بينند و نمي خوانند يا در برابر اينها حرفي براي گفتن دارند ؟!!! Question Exclamation دليل اين همه تعصب و پافشاري بر عقيده ي اشتباه چيست ؟
صحيح مسلم ج 3 ص 1453 باب الناس تبع القريش والخلافه في قريش
((( لايزال الذين قائما حتي تقوم الساعه او يكون عليكم اثناعشر خليفه كلهم من قريش )))
دين همچنان پابرجاست تا قيامت برپا شود و يا اينكه 12 خليف برشما خلافت كنند كه همه از قريش هستند

بركسي پوشيده نيست كه ائمه ي اثنا عشر امامان دوازده گانه ي شيعه هستند از امام علي عليه السلام تا امام مهدي عجل الله .
آيا هيچ كدام از برادران اهل سنت مي توانند دوازده امامي را به جز 12 امام شيعه معرفي كنند كه بعد از پيامبر بودند ؟! در اين حديث مشخص است كه پيامبر چه كساني را خليفه بعد از خود مي داند

اينجا سوالي هم پيش مي آيد كه برخي از اهل سنت مي گويند اگر به عقيده ي شيعيان سه خليفه گناهكارند چرا پيامبر آن ها را رسوا نكرد ؟ Arrow Arrow
مسلم ج 3 ص 1480
كنزالعمال ج3ص67
جامع ترمذي ج 4 ص 458
((( ستكون امراء فتعرفون و تنكرون فمن عرف بري ء و من انكر سلم و لكن من رضي و تابع قالو : افلا نقاتلهم ؟‌قال : لاماصلوا )))
فرمان روايان و امرايي ( پس از من ) مي آيند پس برخي آن ها را مي شناسند و انكارشان مي كنند و اگر كسي آنها را شناخت مبرا شد و در امان ماند ولي برخي آن ها را مي پذيرند و از آنها پيروي مي كنند. سوال شد :‌آيا مي توانيم آن ها را بكشيم ؟ پيامبر فرمود: نه مادامي كه نماز مي خوانند .
مسلم ج 3 ص 23 باب وجوب الانكار المراء
((( لايزال امرالناس ما ضرا ماوليهم اثنا عشر رجلا كلهم من قريش )))
امر مردم به خير نخواهد گذشت مادامي كه 12 نفر بر آنان ولايت داشته باشند كه همه از قريشند

من واقعا در شگفتم از اين احاديث كه علماء اهل سنت چه پاسخي براي آن دارند
  
| لینک ثابت
نوشته شده در تاریخ 16 خرداد 1389 و در ساعت : 11:43 قبل‏ازظهر - نویسنده : بنده های خدا
آخرین مطالب نوشته شده